مهران و سیامک

درست سه و سال و سه روز پیش بود که بابام به من گفت: که پسر دوستش٬ حاجی باقری ٬ در کوه بر اثر ریزش بهمن فوت کرده است.اون زمان هنوز کوهنوردی رو شروع نکرده بودم و اون رو نمی شناختم.
چند ماه بعد که به کوهنوردی و دنیای عمودی روی آوردم فهمیدم اون جوان ٬ سیامک باقری بوده کسی که کوهنورد قابلی بوده و صعود های بسیاری بر روی دیواره های بیستون ٬ طاق بستان٬ لجور و علم کوه انجام داده و اوج فعالیت های او صعود دیواره علم کوه -مسیر فرانسوی ها- در سن ۱۶ سالگی بوده.
سیامک باقری در ۱۹ بهمن سال سال ۸۶ در سن ۲۱ سالگی بر اثر ریزش بهمن در رشته کوه گرین بروجرد دچار شکستگی گردن و خون ریزی داخلی شده و قبل از اینکه بتواند برای آخرین هوای کوهستان را تنفس کند و آبی آسمان را بار دیگر ببیند جان به جان آفرین تسلیم کرد.

با مهران ابتدا تو سالن آشنا شدم .مهران دارای جذبه و جاذبه ای خاص خود بود و دیگران برای او احترامی خاص قائل بودند و همه به او احترام می گذاشتند.مهران برنامه های موفق و قابل توجه بسیاری انجام داده بود و در اون زمان در حال اجرای کارهای موفق و بزرگی بود: گشایش ۳ مسیر متفاوت بر روی دیواره غار ونایی بروجرد٬ گشایش مسیری به طول ۲۰۰ متر بر دیواره ی علم کوه به همراه تیم انجمن کوهنوردان ٬ پیمایش کامل غار پراو و تلاش برای صعود زمستانی گرده آلمان ها ....که تمام فعالیت های نامبرده رو در سال ۸۷ اجرا کرده بود.
آخرین بار مهران رو دو یا سه هفته قبل تو سالن دیدم و باهاش در مورد خرید وسیله مشورت کردم.زمانی هم که فهمیدم اون دفعه ٬ آخرین باری بوده که دیدمش٬پنج شنبه شب بعد از تمرین تو سالن بود که یکی از بچه ها این خبر رو به ما تو سالن داد و دنیا رو سرم آوار کرد.مهران چند روز قبلش بود که تو مراسم سالگرد سیامک برای حضار صحبت کرده بود. مدتی قبل از آن در قسمت نظرات سایت همطناب که در مورد سیامک بود نوشته بود : خدایا او را بیامرز و ما را نیز هم ....!!!!
مهران برنجی در ۲۳ بهمن ۸۷ که قصد صعود گرده ی آلمان ها را داشت در حد فاصل منطقه ی پیت سرای و کنگلک علم کوه بر اثر ریزش بهمنی عظیم جان به جان آفرین تسلیم می کند و بدن بی جان او چند روز بعد از زیر خروار ها برف پیدا می شود.
یادشان گرامی و روحشان شاد
و خدایا آن ها را بیامرز و ما را نیز هم ...
و بخوانید:
گزارش حادثه ی سیامک باقری
کوتاه در مورد مهران و فعالیت های او




کدوک: . [ ک َ ] (اِ) گدار و معبر از کوه .گردنه . کتل . راه میان دو کوه که در زمستان برف زیاد در آن جمع شود { لغتنامه دهخدا}