غار زیرآب
عرض جغرافیایی : ۳۳ درجه و۵۹۴/۵۷ دقیقه شمالی
طول جغرافیایی : ۴۹ درجه و ۴۱۸/۳۴ دقیقه شرقی
ارتفاع دهانه از سطح دریا : ۲۸۹۶ متر
پس از هماهنگی در اواخر پنج شنبه شب٬قرار بر این شد که ساعت ۴۵/۳ جمعه صبح از بروجرد به سمت غار حرکت کنیم.این غار در نزدیکی شهر شازند واقع شده است و مسیر دسترسی به آن از طریق جاده ی شازند-اراک می باشد.از آخرین محلی که با ماشین می توان رفت حدودا دو ساعت پیاده روی در شیبی ملایم تا دهانه ی غار باید انجام داد.در قسمتی که غار واقع شده است بافت منطقه به صورت ریشه سنگی است ولی قبل از آن به صورت تپه ای و خاکی می باشد.
حدودا ۵۰ متر بالاتر از غار زیرآب غاری وجود دراد به نام غار "آب" که غاری است کوچک و در انتها به حوضچه ای ختم می شود.گفته می شود که در سال ۱۳۵۷ عده ای برای بازدید از غار آب رفته بودند که در هنگام تهیه ی غذا ماهی تابه آن ها به پایین پرتاب می شود و درون شکافی می افتد و بدین صورت غار زیرآب کشف می شود.
تیم ۶ نفره ما حدود ساعت ۳۰/۸ به دهانه ی غار رسید و پس از صرف مقداری صبحانه و به تن کردن لباس و وسایل در ساعت ۳۰/۹ وارد غار شد.
غار زیرآب دارای دهانه ی نسبتا کوچکی می باشد و برای ورود به غار می بایست حدودا ۵ متری را دست به سنگ پایین رفت.این غار دارای ۳ چاه دیگر است که عمق آن ها به ترتیب ۲۰ ٬۴۰ و ۶۰ متر می باشد که البته بین چاه دوم و سوم تنها طاقچه ای ۳*۲ متری وجود دارد.بعد ازچاه دو راهرویی وجود دارد که به یک حوضچه ختم می شود و فرود و صعود از چاه ۳ به صورت معلق انجام می شود. تمام رول ها و کارگاه های srt به تازگی ترمیم شده است و مطمین می باشد.
بنا بر تصمیم سرپرست تیم ۲ نفر از اعضا در انتهای چاه ۲ ماندند و بقیه ی تیم غار را تا انتها پیمایش کردیم.در هنگام فرود چاه ۳ چندین بار صداهای مهیب ریزش مانندی از پشت دیوار آخرین تالار شنیده شد که به همین خاطر احتمال خالی بودن پشت آخرین تالار غار نیز می رود!!
این منطقه از لحاظ امنیت جانوری چندان ایمن نمی باشد و در طی چندین بار پیمایش حیوانات وحشی بسیاری همچون گرگ مشاهده شده است.در ابتدای این برنامه هم بعد از پیاده شدن از ماشین شغال و روباه هایی به استقبالمان آمدند که سرپرست هم با دوربین عکاسی از آن ها تشکر کرد.در مسیر حرکت به سمت دهانه غار بر روی برفها رد پای خرس نیز وجود داشت.در حین برگشت بین من و تیم کمی فاصله افتاده بود و من عقب مانده بودم ٬ وقتی که به پشت سر خود نگاه کردم گرگی را دیدم که به سرعت به سمت من می آید و قصد بدرقه ام را دارد ...
اعضا تیم : مجید کحالیان(سرپرست) ٬ محمد منیری ٬وحید دیناروند٬ محمد رضا حاجبی ٬ علیرضا جباری ٬امیر محمد باغچه سرا
با تشکر از دوستان که به من در این برنامه کمک کردند و جای بسیاری از دوستانم هم در این برنامه خالی بود.

مسیری که با رنگ روشن تر مشخص شده٬مسیری خاکی که با ماشین طی می شود و مسیر تیره تر پیاده روی می باشد.










پی نوشتی بی ربط با کوه و سنگ و ... ولی مرتبط با ...
ساده است نوازش سگی ولگرد و شاهد آن بودن که چگونه زیر غلطکی میرود و گفتن آنکه سگ من نبود٬
ساده است ستایش گلی٬چیدنش و از یاد بردن که گلدان را آب باید داد٬
ساده است بهره جویی از انسانی٬دوست داشتنش بی احساس عشقی٬او را به خود وانهادن و گفتن که دیگر نمی شناسمش ....
ساده است که چگونه میزیم٬باری٬زیستن سخت ساده است و پیچیده نیز هم . احمد شاملو
کدوک: . [ ک َ ] (اِ) گدار و معبر از کوه .گردنه . کتل . راه میان دو کوه که در زمستان برف زیاد در آن جمع شود { لغتنامه دهخدا}