عید مردماس دیب گله داره!!

... امشب تو شهر چراغونه
خونهی دیبا داغونه
مردمِ ده مهمونِ مان
با دامب و دومب به شهر میان
داریه و دمبک میزنن
میرقصن و میرقصونن
غنچهی خندون میریزن
نُقلِ بیابون میریزن
های میکشن
هوی میکشن:
«ــ شهر جای ما شد!
عیدِ مردماس ، دیب گله داره
دنیا مالِ ماس، دیب گله داره
سفیدی پادشاس، دیب گله داره
سیاهی رو سیاس، دیب گله داره»...

فرا رسید فصل رویش شکوفه ها , شکفتن غنچه ها و بهار طبیعت را به همگان تبریک می گویم و سالی سرشار از موفقیت , سرزندگی و همچنین ,بهاری بس دلکش را برای همگی آرزومندم.
سال 90 سال خوبی برای من بود...اما در دنیای مجازی نه! چندان حال و حوصله ی دست به کیبرد شدن! و وبلاگ نویسی را نداشتم و به همین خاطر چندین مطلب که بیشتر آن ها آماده بود را زنده زنده دیلِت کردم! سعی می کنم فعالیتم را در وبلاگم افزایش دهم.گرچه در حال حاظر درگیر طراحی و ساخت دستگاهی هستم که در کوهنوردی ایران گمنام است ولی وجودش بسیار حیاتی.
از صمیم قلب آرزو می کنم انشالله امسال و تمامی سال های پیش رو , سال هایی سرشار از نشاط , خوبی , سرزندگی و موفقیت برای خانواده و دوستان خوبم باشد.
نوروزتان شاد باد.
پی نوشت : شعر پریا ( بالا ) : از شاملو ( شعریست زیبا ؛ پیشنهاد می کنم آن را بخوانید ).
عکس ها : امیر محمد باغچه سرا
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۰ ساعت 2:39 توسط امیرمحمد باغچه سرا
|
کدوک: . [ ک َ ] (اِ) گدار و معبر از کوه .گردنه . کتل . راه میان دو کوه که در زمستان برف زیاد در آن جمع شود { لغتنامه دهخدا}